مجله سرگرمی - 2

جدیدترین مطالب
پیغام مدیر
| به وب سایت مجله پرستو خوش آمدید | شما می توانید برای استفاده از امکانات بیشتر در وب سایت ما عضو شوید |

تبلیغات

داستان دکتر حسابی و شاگردش

داستان دکتر حسابی و شاگردش

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت: شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم. می خواهم در روستایمان معلم شوم.

داستان زیبای « وزن دعای پاک و خالص»

داستان زیبای « وزن دعای پاک و خالص»

لوئیز ردن زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس وارد خواربار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد . به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی‌تواند کار کند و شش بچه‌شان بی غذا مانده‌اند صاحب مغازه با بی‌اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند زن نیازمند در حالی که اصرار می‌کرد گفت : آقا شما را به خدا به محض اینکه بتوانم پولتان را می‌آورم.

حکایت زن بد كار و كفشدوز

حکایت زن بد كار و كفشدوز

روزي يك صوفي ناگهاني و بدون در زدن وارد خانه شد و ديد كه زنش با مرد كفشدوز در اتاقي دربسته تنهايند و با هم جفت شده‌اند. معمولا صوفي در آن ساعت از مغازه به خانه نمي‌آمد و زن بارها در غياب شوهرش اين‌كار را كرده بود و اتفاقي نيفتاده بود. ولي صوفي آن روز بي‌وقت به خانه آمد.

 
حکایت پيامبر ماه

حکایت پيامبر ماه

گله‌اي از فيل ها گاه گاه بر سر چشمه زلالي جمع مي‌شدند و آنجا مي‌خوابيدند. حيوانات ديگر از ترس فرار مي‌كردند و مدتها تشنه مي‌ماندند. روزي خرگوش زيركي چاره انديشي كرد و حيله‌ا‌ي بكار بست. برخاست و پيش فيلها رفت.

 
حکایت اسب لاغر میان به کار آید

حکایت اسب لاغر میان به کار آید

پادشاهی چند پسر داشت، ولی یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود، و دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند. شاه به او با نظر نفرت و خوارکننده می نگریست، و با چنان نگاهش، او را تحقیر می کرد.

حکایت بندگی من یا آزادی تو؟

حکایت بندگی من یا آزادی تو؟

روزی خلیفه وقت، کیسه پر از سیم با بنده ای نزد ابوذر غفاری فرستاد. خلیفه به غلام گفت:«اگر وی این از تو بستاند، آزادی». غلام کیسه را به نزد ابوذر آورد و اصرار بسیار کرد، ولی وی نپذیرفت.

اس ام اس های عاشقانه و زیبا (8)

اس ام اس های عاشقانه و زیبا (8)

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﺑﺨﻨﺪﯼ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﯽ،

 ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﻢ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ، ﭘﺲ ﺑﺨﻨﺪ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺵ..

ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺧﺮﺩﻩ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﺩ، ﭘﺲ ﺷﺎﺩﯼ ﺑﺨﺶ ﺑﺎﺵ...

اس ام اس تبریک تولد رسمی

اس ام اس تبریک تولد رسمی

تولدتان را صمیمانه تبریک گفته و از ایزد منان برایتان شادی سلامتی و سربلندی آرزو دارم .

مایه خوشبختی و سعادت برای من است که یکسال در کنار شما بوده ام

 
اس ام اس های فلسفی (سری دوازدهم)

اس ام اس های فلسفی (سری دوازدهم)

گر زندگی اونجوری نیست

که تو میخوای

"عوضش کن"

زندگی امروز تو

حاصل طرز تفکر دیروز توست.

امروز متفاوت تر فکر کن

تا فردا متفاوت تر نتیجه بگیری!

اس ام اس های عاشقانه و زیبا (7)

اس ام اس های عاشقانه و زیبا (7)

هـوسبازان...!

 کسی را که زیبا مـی بینند دوست دارنـد...

اماعـاشقان کسی را که دوست دارند زیبـا مـی بینـند...

اس ام اس شب بخیر گفتن

اس ام اس شب بخیر گفتن

حتی تاریکترین شب نیز

پایان خواهد یافت

و خورشید خواهد درخشید 

روزهای خوب خواهند آمد

به امید فردایی روشن که

به آرزوهای امروزمان برسیم

شبتون بخیر

ضرب المثل خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو

ضرب المثل خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو کنایه از افراد دانا و فهمیده به تحمل افراد ساده و خوش باور

 

بر اثر بلای آسمانی تمامی مردم شهری دیوانه شدند به جز یک نفر، که قبلا از آن شهر خارج شده بود. همین که به آن جا برگشت دید مردم همه لخت و عریان گشته، خندان و رقص کنان دنبال یکدیگر می دوند، برخی از در و دیوار بالا می روند، عده ای یکدیگر را به باد فحش و کتک می گیرند و هر یک به نحوی از خود دیوانگی نشان می دهند.

اُستای پنبه‌زن، پنبه‌ات را بزن، هر چه دیدی دم نزن

اُستای پنبه‌زن، پنبه‌ات را بزن، هر چه دیدی دم نزن

پیام ضرب‌المثل: حفظ اسرار دیگران است و کاربرد آن در مواردی است که شخصی به طور اتفاقی و یا بنا به دلایل شغلی و مانند آن، از برخی اسرار دیگران آگاه شده، و برای دعوت او به رازداری و فاش نساختن اسرار آنها از این ضرب‌المثل استفاده می‌شود.

 
سرم را سَرسَری متراش ای استاد سَلمانی

سرم را سَرسَری متراش ای استاد سَلمانی

این ضرب المثل را افرادی به كار می‌برند كه می‌خواهند بگویند من در شهر و دیار خود آدم مهم و سرشناسی هستم.

 

سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی *** كه هركس در دیار خود سری دارد و سامانی

حکایت «اندازه نگهدار که اندازه نکوست»

حکایت «اندازه نگهدار که اندازه نکوست»

یکی از شاهان، شبی را تا بامداد با خوشی و عیشی به سر آورد و در آخر آن شب گفت:


ما را به جهان خوشتر از این یکدم نست      کز نیک و بد اندیشه و از کس غم نیست



گروه عاشقان اهل نت
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
X بستن تبلیغات
سامانه افزایش بازدید 24 آی پی
مطالب ویژه ماه محرم 96