مجله سرگرمی - 9

پیغام مدیر
| به وب سایت مجله اینترنتی پرستو خوش آمدید | شما می توانید برای استفاده از امکانات بیشتر در وب سایت ما عضو شوید | برای نویسندگی در سایت با ما تماس بگیرید |

تبلیغات

اس ام اس ولادت حضرت ابوالفضل علیه السلام

اس ام اس ولادت حضرت ابوالفضل علیه السلام

چقدر خوشحاله ، حسین زهرا ، علمدارش اومد امشب به دنیا

پر از شعف شد ، وجود مولا ، علمدارش امشب اومد به دنیا

شفای هر درد و ، صفای دل اومد

گل ام البنین ، ابوفاضل اومد

ولادت حضرت ابوالفضل العباس مبارک

نقد و بررسی قسمت سوم فصل پنجم فرار از زندان

نقد و بررسی قسمت سوم فصل پنجم فرار از زندان

توجه کنید : این مطلب داستان قسمت سوم سریال را فاش می‌کند ; پس توصیه میکنم اول سریال رو ببینید

«یه اپیزود فرار از زندانی کلاسیکِ ناکامل». این اولین چیزی بود که پس از تماشای اپیزود این هفته سریال فرار از زندان (Prison Break) پیش خودم به زبان آوردم. قسمت سوم فصل پنجم «فرار از زندان» که «دروغگو» نام دارد، تقریبا تمام ویژگی‌هایی که این سریال را با آن می‌شناسیم در خود دارد، اما همزمان به خاطر عجله‌ی سریال که در نقد اپیزودِ هفته‌ی گذشته به‌طور مفصل درباره‌ی آن حرف زدیم نمی‌تواند به تمام پتانسیل‌هایش نیز دست پیدا کند. اولین نکته‌ی قوت «دروغگو» این است که برخلاف اپیزود دوم حداقل می‌داند چه هدفی دارد؛ تا چند ساعت دیگر برق‌ها خاموش می‌شوند و مایکل نقشه‌ی فرارش را عملی خواهد کرد. 

نقد و بررسی قسمت دوم فصل پنجم فرار از زندان

نقد و بررسی قسمت دوم فصل پنجم فرار از زندان

توجه کنید :  این مطلب داستان قسمت دوم سریال را فاش می‌کند ; پس توصیه میکنم اول سریال رو ببینید

اپیزود دوم فصل پنجم Prison Break به تلاش‌های مایکل برای آماده کردن مقدمات فرارش در داخل و خارج از زندان اختصاص دارد.

اپیزود اول فصل جدید «فرار از زندان» با دست‌های روباتیک و ماشین‌های هک شده و آدمکش‌های مجهز به تفنگ‌های صداخفه‌کن‌‌دار و معرفی یک زندان جدید و خالکوبی‌های تازه و عشق برادرانه‌ی مایکل و لینکلن بیشتر از هر چیز دیگری، حکم زنده کردن خاطرات گذشته‌ی طرفداران را داشت و به عنوان قسمتی که صرفا جهت نوستالژی‌بازی ساخته شده بود احساس می‌شد و در کارش فوق‌العاده موفق بود.

نقد و بررسی قسمت اول فصل پنجم فرار از زندان

نقد و بررسی قسمت اول فصل پنجم فرار از زندان

توجه کنید :  این مطلب داستان قسمت اول سریال را فاش می‌کند ; پس توصیه میکنم اول سریال رو ببینید

اگر می‌خواهید بفهمید بعد از تمام این سال‌ها واقعا هنوز از ته قلب برای بازگشت «فرار از زندان» آماده بوده‌اید و واقعا هنوز این سریال را به خاطر جنس خاصی از تلویزیون که ارائه می‌دهد دوست دارید، به خاطر بیاورید در لحظه‌ای که تیتراژ قسمت اول فصل پنجم پخش شد چه حس و حالی داشتید. مدت‌ها قبل از اینکه هنگام گوش دادن به تیتراژ حماسی «بازی تاج و تخت» حس و حال یک رهبر ارکستر بهمان دست بدهد و از خود بی‌خود شویم، این «فرار از زندان» بود که با شروع هر قسمتش با موسیقی مرموز و پرتعلیق و پرتپش رامین جوادی موهای تن‌مان را سیخ می‌کرد. 
 
اس ام اس روز ملی خلیج فارس

اس ام اس روز ملی خلیج فارس

ای عشق آفتاب و زمین ای خلیج فارس/چشم آبی همیشگی قصه های من
روز ملی خلیج فارس بر شما مبارک باد
اس ام اس تبریک روز کارگر(2)

اس ام اس تبریک روز کارگر(2)

کارگر از رنج و زحمت روز و شب باشد مریض
نیست دارویی بود یک دم شفای کارگر
پادشاه از زور قدرت پول می آرد به دست
کارگر با رنج  پس باشد گدای کارگر.

روز جهانی کار و کارگر مبارک باد

اس ام اس تبریک روز جهانی کار و کارگر

اس ام اس تبریک روز جهانی کار و کارگر

بنده یک کارگر و این همه کار سَرَم
زاده ی درد و عذاب و عاشق همسرم
دِلی دریایی دارم و سفره ام باز ِ باز
لـَب ِ من در همه حال مشغوله راز و نیاز
روز جهانی کار و کارگر مبارک باد

اس ام اس تبریک روز کارگر

اس ام اس تبریک روز کارگر

با چنین وضعی کسی چون او سخاوت پیشه نیست
هست بسیاری شریکان بر غذای کارگر
گر هوادارش نباشد هیچ یار همدلی
نیست باکی چون خدا دارد هوای کارگر
روز جهانی کار و کارگر گرامی باد

 
اس ام اس صبح بخیر گفتن(2)

اس ام اس صبح بخیر گفتن(2)

صبح آمده تا که عشق ابراز کنی

لبخند زنان پنجره را باز کنی

هر روز تو یک منظره از زیبایی ست

با نام خدا هفته که آغاز کنی

اس ام اس تبریک تولد به برادر

اس ام اس تبریک تولد به برادر

هر روز برایت رویایی باشد در دست

نه دوردست

عشقی باشد در دل

نه در سر

و دلیلی باشد برای زندگی

نه روز مره گی

برادر عزیزم تولدت مبارک

داستان دزدیدن جوانمردی

داستان دزدیدن جوانمردی

اسب سواری ، مرد چلاقی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست.

مرد سوار دلش به حال او سوخت از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد.

و روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند.

داستان گداهای بازاریاب

داستان گداهای بازاریاب

دو گدا در یکی از خیابان های شهر رم کنار هم نشسته بودند

یکی از آنها صلیبی در جلو خود گذاشته بود و دیگری ستاره داوود

مردم زیادی که از آنجا رد می شدند به هر دو نگاه می کردند ولی فقط تو کلاه کسی که پشت صلیب نشسته بود پول می ریختن .

داستان زهر و عسل

داستان زهر و عسل

روزی روزگاری در زمان های قدیم مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت

یک روز می خواست دنبال کاری از مغازه بیرون برود.

به شاگردش گفت : این کوزه پر از زهر است.

جملات زیبا و خواندنی (3)

جملات زیبا و خواندنی (3)

گفت: خیلی می‌ترسم؛

گفتم: چرا؟

گفت: چون از تهِ دل خوشحالم و این جور خوشحالی، ترسناک است…

پرسیدم: آخه چرا؟

جواب داد: وقتی آدم این جور خوشحال باشد، سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد!

 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (2)

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (2)

منم میتونستم اپل بخرم..

.

.

اما سیباشون گاز زده بود خوشم نیومد

حساسم میفهمی.. حساااااس

 

تبلیغات

جهت سفارش کلیک کنید

به گروه تلگرام سایت ما بپیوندید به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید