دزدی که در خزانه، نمک سلطان را خورد

پیغام مدیر
| به وب سایت مجله اینترنتی پرستو خوش آمدید | شما می توانید برای استفاده از امکانات بیشتر در وب سایت ما عضو شوید | برای نویسندگی در سایت با ما تماس بگیرید |

#کرمانشاه_تسلیت

إِنَّا للّه و إِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

حافظا دیدی که کنعان دلم بی ماه شد ، عاقبت با اشک غم کوه امیدم کاه شد ، گفته بودی یوسف گمگشته باز آید ولی ، یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد.

 

وقوع حادثه غم بار زلزله در غرب کشور و درگذشت جمعی از هموطنان عزیز را به ملت شریف و بویژه خانواده های مصیبت زده تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای بازماندگان صبر جزیل و برای مجروحان شفای عاجل طلب می نماییم.
"مجله اینترنتی پرستو"

در مسابقه سامسونگ و زومیت شرکت کنید و برنده ۳ دستگاه گلکسی نوت ۸ شوید!

زومیت با حمایت سامسونگ مسابقه‌ی رایگانی ترتیب داده است که در آن با پاسخ به سؤالات عمومی می‌توانید شانس خود را برای برنده شدن یکی از ۳ دستگاه گلکسی نوت ۸ آزمایش کنید.

در این مسابقه هر روز یک سؤال از شما پرسیده می‌شود و حتی اگر به پرسش‌ها پاسخ صحیح ندهید هم در قرعه‌کشی شرکت داده خواهید شد. اما هر چه امتیاز بیشتری داشته باشید شانس شما برای برنده شدن در مسابقه و کسب یکی از سه دستگاه گلکسی نوت ۸ بیشتر می‌شود. 


شرایط و قوانین مسابقه:

در این مسابقه به مدت یک ماه، هر روز یک پرسش مطرح می‌شود

با پاسخ به یک سؤال حتی اگر پاسخ اشتباه باشد در قرعه‌کشی شرکت داده می‌شوید

به ازاء پاسخ به هر پرسش ۵ امتیاز و به ازاء پاسخ صحیح، ۱۰ امتیاز به دست می‌آورید

هر چه امتیاز بیشتری به دست آورید به همان نسبت شانس شما برای برنده شدن در قرعه‌کشی افزایش می‌یابد

هر شب ساعت ۰۰:۰۱ بامداد سؤال جدید مطرح می‌شود و امتیاز روز قبل به حساب کاربری شما اضافه می‌شود

اگر هر روز در مسابقه شرکت کنید، به ازاء شرکت ۵ روز پشت سر هم ۲۰ امتیاز و به ازاء ۲۰ پاسخ پشت سر هم ۱۰۰ امتیاز کسب می‌کنید این امتیاز فارغ از پاسخ درست یا اشتباه داده می‌شود

اگر جواب سؤال را نمی‌دانید، کافی است روی دکمه از بیکس‌بی کمک بگیر کلیک کنید تا با مطالعه‌ی یک متن کوتاه درباره‌ی Galaxy Note 8 و البته کسر یک امتیاز از حسابتان، یک گزینه از چهار گزینه‌ی پرسش حذف شود

اگر دوستان خود را برای شرکت در مسابقه دعوت کنید، به ازاء شرکت هر کدام از دوستانتان ۵ امتیاز می‌گیرید. توجه داشته باشید زمانی امتیاز به حساب شما وارد خواهد شد که کاربر دعوت شده در مسابقه ثبت نام کرده و ایمیل فعال سازی را باز کرده باشد

این مسابقه برای تمام کاربران مجانی است و هیچ مبلغی بابت شرکت در این مسابقه در هیچ‌ مرحله‌ای دریافت نمی‌شود

در پایان مسابقه، قرعه‌کشی با در نظر گرفتن امتیاز کاربران انجام می‌شود و ۳ نفر برنده‌ی این مسابقات انتخاب و اعلام می‌شوند

پس از اتمام کمپین پاسخ صحیح تمام پرسش‌ها اطلاع‌رسانی می‌شود


به‌روزرسانی:

امتیاز افراد دعوت‌شده به مسابقه که از طریق ایمیل‌های نامعتبر در مسابقه شرکت کرده بودند یا لینک فعال‌سازی را در ایمیل ارسالی از زومیت باز نکرده‌اند، پس گرفته شد. زمانی که ایمیل کاربر دعوت‌شده تأیید شود، امتیاز به حساب کاربر دعوت‌کننده اضافه خواهد شد.

کلیه‌ی امتیازات کسب‌شده‌ی کاربر، در ساعت ۰۰:۰۱ بامداد روز بعد به حساب وی وارد خواهد شد. تا پیش از این امتیاز دعوت‌شدگان به‌صورت آنی وارد حساب می‌شد.

پاسخ دو پرسش که به اشتباه در دیتابیس وارد شده بود اصلاح شد و امتیاز مربوطه نیز به حساب کاربرانی که پاسخ صحیح داده بودند، اضافه می‌شود.

همین حالا در مسابقه شرکت کنید.



تبلیغات

دزدی که در خزانه، نمک سلطان را خورد

موضوع: سرگرمی , داستان ,
تاریخ انتشار : 11 / 02 / 1396
دزدی که در خزانه، نمک سلطان را خورد
مجله اينترنتي پرستو

او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشکیل داده بودند. روزى با هم نشسته بودند و گپ مى زدند. در حین صحبتهاشان گفتند: چرا ما همیشه با فقرا و آدمهایى معمولى سر و کار داریم و قوت لایموت آنها را از چنگشان بیرون مى آوریم؟ بیائید این بار خود را به خزانه سلطان بزنیم که تا آخر عمر برایمان بس باشد.


البته دسترسى به خزانه سلطان هم کار آسانى نبود. آنها تمامى راهها و احتمالات ممکن را بررسى کردند، این کار مدتى فکر و ذکر آنها را مشغول کرده بود، تا سرانجام بهترین راه ممکن را پیدا کردند و خود را به خزانه رسانیدند.


خزانه مملو از پول و جواهرات قیمتى و اشیاء گرانبها بود. آنها تا مى توانستند از انواع و اقسام طلاجات و عتیقه جات در کوله بار خود گذاشتند تا ببرند. در این هنگام چشم سر کرده باند به شى درخشنده و سفیدى افتاد، گمان کرد گوهر شب چراغ است، نزدیکش رفت آن را برداشت و براى امتحان به سر زبان زد، معلوم شد نمک است!

بسیار ناراحت و عصبانى شد و از شدت خشم و غضب دستش را بر پیشانى زد طورى که رفقایش متوجه او شدند و خیال کردند اتفاقى پیش آمد یا نگهبانان خزانه با خبر شدند. خیلى زود خودشان را به او رسانیدند و گفتند: چه شد؟ چه حادثه اى اتفاق افتاد؟


او که آثار خشم و ناراحتى در چهره اش پیدا بود گفت: افسوس که تمام زحمتهاى چندین روزه ما به هدر رفت و ما نمک گیر سلطان شدیم، من ندانسته نمکش را چشیدم، دیگر نمى شود مال و دارایى پادشاه را برد، از مردانگى و مروت به دور است که ما نمک کسى را بخوریم و نمکدان او را هم بشکنیم.


آنها در آن دل سکوت سهمگین شب، بدون این که کسى بویى ببرد دست خالى به خانه هاشان باز گشتند. صبح که شد و چشم نگهبانان به درهاى باز خزانه افتاد تازه متوجه شدند که شب خبرهایى بوده است، سراسیمه خود را به جواهرات سلطنتى رسانیدند، دیدند سر جایشان نیستند، اما در آنجا بسته هایى به چشم مى خورد، آنها را که باز کردند دیدند جواهرات در میان بسته ها مى باشد، بررسى دقیق که کردند دیدند که دزد خزانه را نبرده است و گرنه الآن خدا مى داند سلطان با ما چه مى کرد.


بالاخره خبر به گوش سلطان رسید و خود او آمد و از نزدیک صحنه را مشاهده کرد، آنقدر این کار برایش عجیب و شگفت آور بود که انگشتش را به دندان گرفته و با خود مى گفت: عجب! این چگونه دزدى است؟ براى دزدى آمده و با آنکه مى توانسته همه چیز را ببرد ولى چیزى نبرده است؟ آخر مگر مى شود؟ چرا؟ ولى هر جور که شده باید ریشه یابى کنم و ته و توى قضیه را در آورم.


در همان روز اعلام کرد: هر کس شب گذشته به خزانه آمده در امان است او مى تواند نزد من بیاید، من بسیار مایلم از نزدیک او را ببینم و بشناسم.


این اعلامیه سلطان به گوش سرکرده دزدها رسید، دوستانش را جمع کرد و به آنها گفت: سلطان به ما امان داده است، برویم پیش او تا ببینیم چه مى گوید. آنها نزد سلطان آمده و خود را معرفى کردند، سلطان که باور نمى کرد دوباره با تعجب پرسید: این کار تو بوده؟


گفت: آرى.


سلطان پرسید: چرا آمدى دزدى و با این که مى توانستى همه چیز را ببرى ولى چیزى را نبردى؟


گفت: چون نمک شما را چشیدم و نمک گیر شدم و بعد جریان را مفصل براى سلطان تعریف کرد.


سلطان به قدرى عاشق و شیفته کرم و بزرگوارى او شد که گفت : حیف است جاى انسان نمک شناسى مثل تو، جاى دیگرى باشد، تو باید در دستگاه حکومت من کار مهمى را بر عهده بگیرى، و حکم خزانه دارى را براى او صادر کرد.


آرى او یعقوب لیث صفاری بود و پس از چند سالى حکمرانى در مسند خود سلسله صفاریان را تاسیس نمود. یعقوب لیث صفاری سردار بزرگ و نخستین شهریار ایرانی (پس از اسلام) قرون متوالی است که در آرامگاهش واقع در روستای شاه‌آباد واقع در 10 کیلومتری دزفول بطرف شوشتر آرمیده است. گفتنی است در کنار این آرامگاه بازمانده‌های شهر گندی شاپور نیز دیده می‌شود.

 

منبع:pandamoz.com


اگر از این مطلب خوشتون اومده باشه میتونید برای بهتر شدن مطالب و همچنین پیشرفت و پایداری این مجله در آن سهیم باشید
شما فقط با پرداخت 2000 تومن میتونید در هزینه های این مجله شریک شوید

ارسال نظر براي اين مطلب

نظرات شما باعث دلگرمی ما و بهتر شدن مطالب سایت می شود
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبلیغات

جهت سفارش کلیک کنید

به گروه تلگرام سایت ما بپیوندید به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید